بدون عنوان
پشت شش گوشه تا سحر ماندم
گریه گریه کمیل میخواندم
نیمه شب ناگهان شدم سرمست
عطر سیب اش هنوز یادم هست
تو از این درد و غصه آگاهی
با خودم فکر میکنم گاهی
درد دوری کشیده بودم باز
کریلا را ندیده بودم کاش
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

بدون عنوان
